یخ زده...

منجمدم
مرده ام
فقط جنازه ام را به دوش میکشم
و در گذر روزگار رها شدم
سردی زمستان را حس میکنم
به تک تک سلول های بدنم رسوخ کرده
روزنه ای نیست
که گرمای خورشید را ببینم
اه...
اتش
کاش در اتشی میسوختم
اما اینگونه یخ زده و مبهوت  نمیماندم...
(foroozan)

/ 4 نظر / 3 بازدید
کیوان دری

گاهی دعا میکنم که کاش این تن آنقدر گرم میشد که تو برای فرار از این سرما برای گرم شدن دستنات هم که شده خودت را درآغوش من بیاندازی