عشق زمستانی...

غریبانه ترین عصر زندگی ام را میگذرانم،زمانی که دلتنگی بند بند وجودم را میلرزاند و من تنها با شنیدن صدای آرامش بخشت جام میگیرم اما تنها صدایی که از پشت این وسیله ی ارتباطی یِ بی مصرف میشنوم این است:بوق بوق بوق...و یک پیامک سرد که گویای یک عشق زمستانی است...و ضربان قلبم که مدام پایان لحظات را نجوا می کند...

بی آنکه خودم بخواهم مرا از تو و تو را از من میگیرند...

عجب حس بدی به من میدهند این عصرانه های زمستانی...

نمیشود همه چیز مثل تو بهاری شود؟؟...

 

foroozan

/ 2 نظر / 2 بازدید
رها

سلام عزیزم خوبی؟ قربون دلت برم خیلی زیباست تنها صدایی که از پشت این وسیله ی ارتباطی یِ بی مصرف میشنوم این است:بوق بوق بوق و یک پیامک سرد که گویای یک عشق زمستانی است

علي قنبري

اولا باريك .(پس همه چيز تموم شد و جملت به دلم نشست) ثانيا بقدري قشنگ نوشتي ،‌آدم ميگه هي تا اخر بخونم ،‌ببينم ،‌آخرش چي ميشه ،‌يعني باريك دوم . ثالثا ،خ سلطاني ،‌چرا اينقد مايوسانه مينوسين ؟ اما در عين حال خوشگل مينوسين . . ضمنا موقع امتحانات بود و ما هم مشغول امتحانات بود يم ،‌لين بود كه نبودم . موفق و مويد .