آغوش

تو برای من حسرتی هستی در آن سوی زمان

اما من طلسمِ زمان را می شکنم

و تمام حسرتم را به آ غوشت می سپارم

در آغوش تو هر چیزی نابود می شود

غم، غصه، درد، خنده

فقط آرامش ابدی میان بازوان توست...

 

foroozan

/ 1 نظر / 3 بازدید
علي قنبري(زنجان)

چه بی وجدانند نفس هایم فقط بودنت را می شناسند ياد اين جملت افتادم . يكي از ديگري قشنگ تر . باريك بی تو حتی مرا هم نمی خواهند...