پنجره ها...

پنجره های رو به خیابان

پر دردند

از ناله هایشان فهمیدم

که زیر نگاه حسرت بارِ من و تو

به شوق آمدن

پوسیدند

 

foroozan

/ 3 نظر / 3 بازدید
رها

سلام خوبی؟ با اسم پنجره چند تا شعر از شعرا در ذهنم نقش بست مثل شعر حمید مصدق و اردلان سرفراز شعر تو هم زیباست

ناصح

مفهوم اين شعرتون نفهميدم ،‌چي ميخواستين بگين ،‌ هدفتون چي بود؟ خوشحال ميشم ،‌يه توضيح بدين .

Mehdi

دلی را نشکن، شاید خانه ی خدا باشد انسانی را تحقیر مکن، شاید محبوب خدا باشد کمک کوچکی را دریغ مکن، شاید آن کلید در بهشت باشد گناهی را کوچک مشمار، شاید آن لحظه وقت مرگ تو باشد وقت نماز حاضر شو، شاید این لحظه آخرین دیدار تو باشد...