قاصدکم...

قاصدکم

به او

خبری رسان زِ تنهایی ام

نفسی ندارم که دمی بزنم

زِ خیال بی کسی ام

قاصدکم

به من

نویدی ده زِ آمدنش

زِ عشق و زِ خوبی و ز مرحمتش

قاصدکم

دلم را ببر به استقبالِ قدمش

تا که جان دهم در هوای نفسش...

 

foroozan

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
Mehdi

خیلی زیبا بود مطلب جدید زدم اگه تونستی بیا نظر بده ممنونم[گل]

رها

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما ،‌اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند

رها

مهدی اخوان ثالث

Mehdi

قاصدک برسان خبر به گوشش که دل تنگم دل تنگ آن شانه هایش

Mehdi

سلام خوبی تو که مطلب جدید ننوشتی من آپم اگه میشه بیا و اشکالش رو بهم بگو ممنون میشم

الیاس اکبری

درود بر شما واقعا زیباست و چه ناب، ورق زده شده تمام احساستان. مرحبا..[گل]