گذشته...

من میان تو و او

و گذشته ای چون تیری آغشته به زهر

گریزان...

در بین سیاهیِ عروسک های این میدان

و تکرار صدای ضبط شده ی آن ها

به لحظات پوچی بر می گردم

که سال ها و شاید قرن ها پیش درگیر آن بودم

شاید نه، حتمادر پیچ و خم زمان

تنها خودم...

تنها خودم را در ثانیه ای از تو گم کرده ام...

 

فروزان

 

 

/ 1 نظر / 9 بازدید