فریاد یک سکوت

منجمدم
مرده ام
فقط جنازه ام را به دوش میکشم
و در گذر روزگار رها شدم
سردی زمستان را حس میکنم
به تک تک سلول های بدنم رسوخ کرده
روزنه ای نیست
که گرمای خورشید را ببینم
اه...
اتش
کاش در اتشی میسوختم
اما اینگونه یخ زده و مبهوت  نمیماندم...
(foroozan)
نوشته شده در ۱٦ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()





Design By : ParsSkin.Com