فریاد یک سکوت

در گهواره ی شب تنهایی

لالایی یِ سردی

از سکوتِ این سال ها

هماهنگ شده با نت نوازیِ ثانیه ها

بر لبانم جاری است

و سایه ی مبهمی

که یک صدا با من

می خواند گرگ و میشِ پاییز بارانی را

و عجب تراژدی کهنی می آفریند امشب

سایه ی بدون سر

با کوله بار لایزالی از غم

با یک قاب عکس تکیده از درد

بر دیواره ی اتاقِ نمناکِ من...

 

foroozan

نوشته شده در ٢۱ دی ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()





Design By : ParsSkin.Com