فریاد یک سکوت

صوتی از عشق در نوایی عاشقانه

عمری از درد در نفس های خالصانه

تلنگری از دل در فراسوی زمانه

بینشی از ذهن در چهارچوبی شاعرانه

فریادی از عمق در انتهای چاهی فقیرانه

فریاد(foroozan)

نوشته شده در ۳٠ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()



لبانت همانند شرابی از دل سیب

 

چشم هایت همانند غباری حزن انگیز در ان سوی روستای مه گرفته

 

صدایت بسان بانگ هدهد بر شاخسار باغ و بستان

 

پر شور و مستان

 

نفس هایت همانند زندگی در پس یک مرگ جان گرفته


(foroozan)فریاد


نوشته شده در ٢٤ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()



سیمای وجودت همه ی عمر

در روح من اشیانه دارد

خورشید پر حرارت نگاهت

در خلوتگه قلب من جای دارد

ای نور پر حرارت عشق

بدان که من هنوز در ان سوی خاطرات دوستت دارم...

(foroozan)





نوشته شده در ٢۱ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()



منجمدم
مرده ام
فقط جنازه ام را به دوش میکشم
و در گذر روزگار رها شدم
سردی زمستان را حس میکنم
به تک تک سلول های بدنم رسوخ کرده
روزنه ای نیست
که گرمای خورشید را ببینم
اه...
اتش
کاش در اتشی میسوختم
اما اینگونه یخ زده و مبهوت  نمیماندم...
(foroozan)
نوشته شده در ۱٦ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()



خدایا!

لحن صدایش

زیبایی کلامش

بسان

نم نم باران بر گونه هایم

قلبم را نوازش میدهد

و اسمان زندگییم را

ابری میکند

زیرا

نیست

اما

خاطراتش بر من میبارد

و عاشقانه هایم را برایم زنده میکند و من

بی چتر

زیر سنگینی خاطراتش غرق میشوم

(foroozan)

نوشته شده در ۱٥ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()



چشمانت...

تجلی گاه عشقی سرکش

صدایت...

بانگ خسته ی زندگی

نگاهت...

پریشانی احوالم

عشقت...

تمام زندگییم

و تو ای تمام هستی من

دلم گرفته مرا بخوان

در تمامی ساعت های شبانه روزت...

foroozan/keyvan

 

نوشته شده در ٢ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط foroozan soltani نظرات ()





Design By : ParsSkin.Com